![]() |
![]() |
|
|
زمین تابیکران درخون ٬تمام آسمان آتش
ودشتی زیرپای شب درآن صدکهکشان آتش زمین وآسمان درهم گره خوردندوپیچیدند که برپاکرده ای صدهاهزارآتشفشان آتش سرت برنیزه هارویید٬خواندی یک غزل گل را سراسرعشق وآیینه بمان درخون بخوان آتش به طوفان می زنی هرشب توهفتادودوکشتی را میان بادمی رقصدفقط یک بادبان ٬آتش دوبال سرخ روییدندجای دستهای سبز کنارعلقمه جاماندصدهاآسمان آتش غریبی خیمه زد بردشت وزینب این سوی میدان برادرآن طرف مانده ودشتی درمیان آتش |
|
+ نوشته شده در
86/11/01ساعت 8:7 توسط شیما تقیانپور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
یادداشتهای هفت سالگی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|