تبليغاتX
دست نوشته های شیما تقیانپور -
روح ظریف آینه ها٬دستهای  سنگ

برشانه های آینه هاردپای سنگ

دستان توکجاست برویاندم به عشق

حس می کنم که له شده ام زیرپای سنگ

درآینه چه سخت به خود می رسم ٬چه سخت

پژواک تلخکام صداها٬صدای سنگ

انگارمن درآخرخودگام می زنم

درهییت جنون خودم ٬ابتدای سنگ

آوازدرمیان گلویم شکسته است

هرگزنخوانده است دل من برای سنگ

حالاکه خوانده ام به صدای سکوت تو

برشانه های آینه ام مانده جای سنگ

باوحشتی غریب به تکرارمی رسد

درچشم های آینه هادستهای سنگ

+ نوشته شده در  86/08/03ساعت 8:52  توسط شیما تقیانپور |