![]() |
![]() |
|
|
برجاده هاجاماندجاپایی خیالی
کی می رسدازراه؟فردایی خیالی ؟! رگبارآمدعشق راازکوچه هاشست این کوچه هاماندندوغوغایی خیالی چشمانشان رامفت می بازندآنها دربازی گیسوی زیبایی خیالی زنهای شب باادعایی مریمانه هرصبح می زایندعیسایی خیالی یوسف گنهکاراست ازچشمش بپرسید تهمت فقط سهم زلیخایی خیالی؟! آه این صدای صوت داووداست آیا نه سایه هاخواندندبانایی خیالی تندیسی ازتنهایی اندومرگ وغربت یخ بستگان سوزسرمایی خیالی باجاده هادرجای خودباسردویدند برجاده هاجامانده جاپایی خیالی |
|
+ نوشته شده در
86/08/29ساعت 7:56 توسط شیما تقیانپور |
|
|
ازرفتنت دهان همه باز......
انگارگفته بودند٬٬ پرواز! پرواز! دکترقیصراین پورهم آسمانی شد
|
|
+ نوشته شده در
86/08/08ساعت 19:49 توسط شیما تقیانپور |
|
|
روح ظریف آینه ها٬دستهای سنگ
برشانه های آینه هاردپای سنگ دستان توکجاست برویاندم به عشق حس می کنم که له شده ام زیرپای سنگ درآینه چه سخت به خود می رسم ٬چه سخت پژواک تلخکام صداها٬صدای سنگ انگارمن درآخرخودگام می زنم درهییت جنون خودم ٬ابتدای سنگ آوازدرمیان گلویم شکسته است هرگزنخوانده است دل من برای سنگ حالاکه خوانده ام به صدای سکوت تو برشانه های آینه ام مانده جای سنگ باوحشتی غریب به تکرارمی رسد درچشم های آینه هادستهای سنگ |
|
+ نوشته شده در
86/08/03ساعت 8:52 توسط شیما تقیانپور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
یادداشتهای هفت سالگی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|