تبليغاتX
دست نوشته های شیما تقیانپور
لرزیدشب سکوت شدآوارقدکشید
حتی میان پنجره دیوارقدکشید

یک عمربوی عشق وگلوی ستاره ها

بعدازدزوغ بودکه این دارقدکشید

تصویردستهای سیاه ومکنده باز

ازچارسوی خنده بازارقدکشید

دریامیان قاب شکست وعقب نشست

بغضم شکست اشک من این با رقدکشید

بااین همه سکوت وشب آخرکدام راه

وقتی میان پنجره دیوارقدکشید 

 

+ نوشته شده در  85/09/04ساعت 21:0  توسط شیما تقیانپور |