![]() |
![]() |
|
|
شعر هایم مال تو چشم سیاهت مال من
این خیال شوخ می آید فقط دنبال من؟ دختر همسایه هم انگار خواهان تو بود اسم تو افتاده بود اما فقط در فال من شعر می گفتم برای غربت دلگیر خویش چشمهای شرقیت آمد به استقبال من آرزویم یک دوبیتی بود و مشتی عشق و گل چشمهای تو فراتر بود از آمال من تا رسیدی عشق در من سبز شد سبزینه شد اشک سبزی شد دوباره بغضهای کال من راستی حرفی دوباره باتو در دلم شعر هایم مال تو چشم سیاهت مال من |
|
+ نوشته شده در
84/10/18ساعت 21:43 توسط شیما تقیانپور |
|
|
معلم زندگی چقدر گوشم را فشردتافهمیدم عشق را اگر هزاران بار هم هیجی کنم باز نمی تواتم بنویسم
|
|
+ نوشته شده در
84/10/10ساعت 16:47 توسط شیما تقیانپور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
یادداشتهای هفت سالگی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|